قالب نوروزی
X
تبلیغات
زندگی من سرشار از نور و برکت و شادمانیست
یه بنده خدایی هست خانومش کمی اخلاقیاتش مردونه اس ,مثلن ایشون رانندگی میکنن و آقا پشت فرمون نمیتونه بشینه (بلد نیست ) , بعد تو تصادفی , هشدار پلیسی چیزی که بشه تا آقا بیاد حرکتی بکنه خانوم پیاده شده و حتا در مواقع لزوم گرد گیری کرده ,بعد دیروز می شنیدم که این آقا پشت تلفن به خانمش میگفت : ماشینو پاشو یه سر ببر پیش فلانی ببین چند میگیره درستش کنه اگه ....

هر چقدرم مرد اینو دیگه نباید بهش محول میکردا ! نه؟



تاريخ : شنبه سی ام فروردین 1393 | 14:45 | نویسنده : خوش شانس خوشبخت |
مادرم , عزیزتر از جانم ] ستون زندگی ام , مایه ی آرامش خیالم ,

روزت مبارک

شرمندگیم را بپذیر که نمیتوانم ذره ای از محبت ترا جبران کنم

مادرم کاش قدری هم به خودت فکر میکردی , کاش قدری برای خودت زندگی میکردی

در برابرت رانو میزنم 

پیشانی ام را بر در آستانت می سایم

کفر نباشد در حد خدا میپرستمت

مادرم لحظه ای تنهایم مگذار

مادرم با تو هیچ کم ندارم

**************

تصویر هدیه فرشته را فردا به امید خدا اینجا میگزارم




تاريخ : شنبه سی ام فروردین 1393 | 14:12 | نویسنده : خوش شانس خوشبخت |
آقا من امروز از دنده چپ پا شدم بنظرتون؟

یه همکار داریم خارج از شرکته (خدمات پس از فروش) بعد هر وقت با هرکسی کار داشته باشه یه تک زنگ به موبایلش میزنه قطع میکنه که یعنی شما با تلفن شرکت بهش زنگ بزنید .بعد این قضیه بدجور رو اعصاب منه

تا اینکه تصمیم کبری گرفتم و این هفته به هیچکدوم از تک زنگاش پاسخ ندادم !

چون موبایلی که دستشه خط شرکته و هزینه ای براش نداره

حساب کن وسط کار و گرفتاری و ... موبایلت زنگ بخوره بدویی طرفش بگی :الو بعد طرف قطع کنه !

بعد امروز مجبور شده برای کار مهمی  زنگ بزنه  , طلبکارانه میگه : جواب تلفنامو نمیدید ؟!

گفتم :شما تلفن نمیکنید تک زنگ میزنید

میگه :باشه شما که نمیخواهی با موبایلت زنگ بزنی من هروقت شرکتو میگیرم اشغاله!!!

گفتم : مگه میشههههههههههههه اینهمه خط داره شرکت !

میگه : حالا من نمیدونم شما از کجا دلتون پره .. و میخواس بره سر مساله ی کاری  که نزاشتم و

گفتم : من دلم از هیچ جا پر نیست کار شما غلط و زشته ! بعد رفتیم سر بحث کاری

حالا بعد از سه ساعت میس کال انداخته رو گوشی یه همکار دیگه ,همکار بهش زنگیده سوالی رو پرسیده بعد خواسته به من انتقال بده و بگه که بهش زنگ زده و جواب رو بگم که مدیریت ارشد منتظر جوابه !!!!

منم جواب رو ایمیل کردم به مدیرش و هم به مدیرش تلفنی جریان رو گفتم و ایشون هم گفت موظفه خودش زنگ بزنه !


عجب روزی بود امروزا  !!!



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 16:14 | نویسنده : خوش شانس خوشبخت |
آقا پرواز ساعت 21:15 یکشنبه شب از تهران به شیراز با 55 دقیقه تاخیر


و پرواز ساعت 23:25 دوشنبه شب از شیراز به تهران با 4ساعت و 35 دقیقه تاخیر یعنی 4:50

صبح انجام شد !

همین دیگه من عرضی ندارم !



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 8:9 | نویسنده : خوش شانس خوشبخت |
دوتا از همکارای آقا صداشون خیلی شبیه به همه که از پشت تلفن نمیشه تشخیص داد.

آقای "ف" که همکار چندین ساله است  و آقای "ب" که تازه همکار ما شده اند و از قضا دوست جناب مدیرعامل هستند .

آقای ف که اکنون ریاست بخشی را هم به عهده دارند از دفتر مرکزی تلفن کرده اند به همکار خانومی در کارخانه(همان که قبلن صحبتش را کرده ام در باب سجایای اخلاقی که دارند !) از اینجا به بعد را داشته باشید:

خانم ش : شما اقای ف هستید ؟

آقای ف : نخیر خانوم من ب هستم شما چطور تونستید منو با ف مقایسه کنید و .....

خانم ش : اوه , معذرت میخوام ببخشید و ... شروع کردند مجیز ب را گفتن و از ف بد گفتن ! وقتی صحبتهایشان کامل شده آقای ف : دست شما درد نکنه خانوم ش ,براحتی منو ,یک همکار چندین ساله رو فروختید و ....

این خبر پخش شد و همه بار دیگر به این خانوم خندیدند که همیشه ادعا دارد :من کی زیر آب کسی رو زدم اصلن ؟

*************

از همه ی دوستان گلم ممنونم .من بهترم اما حالا دخترم کهیر زده و چون هیدروکسی زین برایش قوی بوده شربت دیفن هیدرامین کامپاند بهش میدیم و امروز از مادر و پدرم خواهش کردم بروند و ایشان را بعد از امتحانش از مدرسه بیاورند خانه .

اما چیزی که برام جای سواله در خاندان ما چنین چیزی جدید است و سابقه ی آلرژی نداشتیم .

نیز در همکاران هم زیاد این مورد پیدا شده

آیا امسال چه مساله ی جدیدی وجود دارد که اینهمه آلرژی زیاد شده؟



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 9:30 | نویسنده : خوش شانس خوشبخت |