تو کتاب فارسی فرشته یه تصویر هست که باید بچه ها دو خط براش جمله یا داستان می نوشتند

نوشته ی فرشته :

اولی : سلام نوشین خوبی ؟ راستی شنیدی مرتضی پاشای مرده؟

دومی: سلام ممنون. عه چرا ؟؟؟؟؟؟

 

**خدا رحمتش کنه این جوون هنرمند  رو .



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 | 8:43 | نویسنده : خوش شانس خوشبخت |
تو یه قسمت از کتاب فارسی (پارسی !) شون در باره ی "فرهنگستان زبان" داد سخن داده اند که نهادی است جهت پاسداری از زبان فارسی :" مثلا" رایانه به جای کامپیوتر "

بعد فرشته ی ما زیر واژه ی  مثلا" خط کشیده نوشته : این که عربیه !!


تاریخ رو که ورق بزنیم یه زمانی علوم به زبان عربی تدریس میشده و دانشمندان ما به این زبان  بیشتر وارد بودند

... عربی که عجم را دوست ندارد ...



تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393 | 8:57 | نویسنده : خوش شانس خوشبخت |
فرشته ام خواب دیده یه تابلو فرش بزرگ که روش خیلی زیبا نوشته شده :


یا قمر بنی هاشم


تو خونمون کناره مبله



تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان 1393 | 10:23 | نویسنده : خوش شانس خوشبخت |
مادر به من : ببین دخترت با بچه ها تو مدرسه راجع به چیا صحبت میکنن یه تذکری بهش بده !

فرشته: مامان ما داشتیم راجع به اسید پاشی صحبت میکردیم ! سمانه میگه شغل پدرش دولتیه و گفته اینا شایعه اس که میگن 24 نفر به صورتشون اسید پاشیدن اینقدر نبوده

ما هم میگفتیم چرا بوده حداقل 19 نفر بوده !

من : اصلن تو بگو یه نفر , برای چی باید همچین اتفاقی بیفته ؟

مادرم با چشمانی حیران مارا می نگریست

بعد که من متوجه شدم رفتم که تو افق محو بشم :)



تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان 1393 | 10:5 | نویسنده : خوش شانس خوشبخت |
-دارم با مادرم صحبت میکنم : بچه ها نمیدونن دیگه اینطوری نباید باشه و ....

فرشته با قیافه ی مصمم بچه گانه : شما باید به حقوق بچه ها احترام بزارید درسته ما بچه ایم ولی یه حقوقی داریم .!!!!!!!!!!

من با چشمانی گرد موندم بخندم نخندم ...آخرش رفتم حسابی چلوندمش بعد گفتم ما هم بعضی بچه هارو داشتیم میگفتیم که به حقوق بزرگترا احترام نمیزارن نه شما  :)



تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان 1393 | 9:34 | نویسنده : خوش شانس خوشبخت |